۱۳۹۲ فروردین ۲۸, چهارشنبه

زن در شعر نسیم شمال سید اشرف الدین حسینی گیلانی، متخلص به «نسیم شمال»، در آثار منظوم خود غالبا با دیدی مثبت به شخصیت زن و مسائل زنان پرداخته است. تفکر او در باره زن در عین حال که رنگ روشنفکرانه و غیر تعصبی به خود گرفته است. اما هیچ جا پا را از دایره شرع مقدس فراتر ننهاده است. حتی در مورد تعدد زوجات که او با آن به مخالفت برمی خیزد، قصد او انتقاد از شکل رایج چندزنی و اعتراض به هوس بازی مردان است که بدون رعایت عدالت و تساوی بین زنان اقدام به ازدواج مجدد می کنند. او عواقب نامطلوب چندزنی را گوشزد می کند و توصیه به اکتفا به تک همسری می نماید. زبان شعری نسیم شمال، زبانی سخت طنزآمیز است. او با این زبان که سخت مورد توجه و استقبال عامه مردم است، به موشکافی مشکلات و مسائل اجتماعی می پردازد: مخالفت با چندزنی دو زن در خانه آوردن خلاف است زنان را از خود آزردن خلاف است ز زنها توسری خوردن خلاف است ز یک زن بیشتر بردن خلاف است بلی در عهد سابق، بی بهانه دو زن می برد هر مردی به خانه ولی امروز، این عهد و زمانه ز یک زن بیشتر بردن خلاف است ... ببر یک زن تو در فصل جوانی دو زن باشد بلای ناگهانی به یک زن کن قناعت تا توانی ز یک زن بیشتر بردن خلاف است ... به عهد دولت خاقان مغفور که می زد طعنه اقبالش به فغفور سه زن بگرفت یک رمّال شد کور ز یک زن بیشتر بردن خلاف است ... زن اول به تو حرمت گذارد زن دوم تو را هر جا کشاند زن سوم به قبرت می تپاند ز یک زن بیشتر بردن خلاف است یکی گوید چه آوردی تو امشب یکی گوید کجا بودی تو دیشب یکی گوید چرا رفتی پریشب ز یک زن بیشتر بردن خلاف است(1) برکات وجود زن در شعر دیگر، خوشی و لذت دنیا را به زن می داند و او را ضرورت زندگی، روشنی خانه، همدم مرد، سبب طول عمر و افزایش نعمتهای الهی می شمارد: لذت دنیا زن و دندان بود بی زن و دندان جهان زندان بود زن بود واجب برای زندگی روشن از زن شد سرای زندگی حق نهاد از وی بنای زندگی هست دندان آسیای زندگی ... همدم آدم در این عالم زن است بر اساس زندگی محرم زن است ... می شود زن باعث طول حیات زن بود شیرین تر از قند و نبات در کلام اللّه خدا از معجزات کرد تعریف از نساء مؤمنات ... زن تو را در خانه یاری می کند زن برایت خانه داری می کند گر نیایی بی قراری می کند گر بمیری آه و زاری می کند ... زن برای تو مرارت می کشد روز و شب در خانه زحمت می کشد متصل بار مشقت می کشد این مشقت از شفقت می کشد ... ترغیب به ازدواج زن نمی گیری مگر دیوانه ای گر نگیری زن ز دین بیگانه ای زن بلا باشد به هر کاشانه ای بی بلا هرگز نباشد خانه ای ...(2) شرح حال زنان دوره جاهلیت سیداشرف الدین در منظومه با نام «احوال زنان عرب» به شرح ستم کشیها و رنجهای زنان پیش از اسلام می پردازد و بیان می دارد که چگونه، پیامبر اکرم(ص) آنان را از بند زنجیرهای جاهلیت نجات بخشید و به جنس زن عزت و شخصیت داد و آنها را گرامی داشت. در این شعر تلمیحات فراوانی وجود دارد که شاعر با توجه به آیات و روایات موجود در باره زن به آنها اشارت داشته است: بر عرب قبل از ظهور مصطفی بر زنان می شد بسی ظلم و جفا بود قبل از حضرت ختمی مآب در عرب جان زنان اندر عذاب یک زنی را آن عرب سر می برید گلرخی را فاش اِشکم می درید دختران ماهرو را خشمناک زنده زنده دفن می کردی به خاک زن به نزد آن گروه بی تمیز بود خدمتکار مانند کنیز جان زن در معرض آفات بود بلکه زن در حکم حیوانات بود ... دختری گر می شد از بهر کسی زین مصیبت می زدی بر سر بسی کای خدا بهر چه دختر داده ای جای مهر و ماه اختر داده ای تا چهل روز آن عرب در اندرون از خجالت سر نیاوردی برون ... عاقبت می کشت آن معصومه را یا به چاه افکندی آن مظلومه را تا که از لطف الهی شد عیان طلعت پیغمبر آخر زمان مکه را از روی خود پر نور کرد از عربها این صفت را دور کرد گفت حکم اللّه است این ای کرام باید از زنها نمایید احترام این زنان خوشبوی چون ریحانه اند این زنان شمع و چراغ خانه اند مرد و زن از مؤمنین و مؤمنات هر دو ظاهر گشته اند از نور ذات مرد و زن بر درگه رب العزیز هر دو مانند غلامند و کنیز زن اگر موجود در عالم نبود در زمانه یک نفر آدم نبود دختران را دوست دارید از وفا صدمه ای وارد نیارید از جفا هر که از خود دختری را شاد کرد خانه خود در بهشت آباد کرد هر زنی دارد تقاضای حقوق دختران هستند دارای حقوق من ز دنیا دوست می دارم سه چیز عطر و تسبیح و زنان باتمیز هست جنت زیر پای مادران جان فرزندان فدای مادران دارد اندر نزد حق رزق حلال هر که نیکویی نماید با عیال ای زنان و دختران شادی کنید همچو سرو و سوسن آزادی کنید هست پیغمبر طرفدار شما در جزا زهرا بود یار شما دختران را مصطفی آزاد کرد جمله زنهای عرب را شاد کرد مرد و زن گویند تا یوم القیام بر رسول هاشمی بادا سلام(3) حقوق متقابل زن و شوهر سیداشرف الدین در روزنامه اش که به نام تخلص خود او، یعنی «نسیم شمال» منتشر می شد؛ دو قطعه در شرح تکالیف زن و مرد نسبت به یکدیگر به چاپ رسانیده است. اشرف الدین، ده وظیفه برای مرد برمی شمرد که عبارتند از: ـ دوست داشتن زن ـ به مهربانی و نرمی و ملایمت برخورد کردن با زن و قساوت نداشتن ـ جنگ و جدال نکردن با زن و عرصه را بر او تنگ نکردن ـ احترام و محبت به زن ـ بــرخوردار کــردن زن از ثــروت و نـعمت ـ تعلیم دانش به زن ـ رفق و مدارا با زن ـ تنها نرفتن به گردش و صحرا و هم صحبتی با زن و مصاحبت با او: گر تو را عقل می کند یاری هست ده شرط، شرط زن داری اولاً دوست دار نسوان را حفظ کن رسم دین و ایمان را ثانیا بگذر از قساوت قلب کز قساوت شده است عشرت سلب رابعا خوب نیست با زن جنگ بر زنان عرصه را مفرما تنگ خامسا احترام کن زن را با محبت تمام کن زن را سرزنش خوب نیست ای مؤمن چون که مرغوب نیست ای مؤمن سادسا نعمتی که حق داده کن برای عیال آماده هر چه زن خواست از براش بگیر گاه سنگک گهی لواش بگیر هفتمین رسم علم و تعلیم است زن به شوهر ز علم تسلیم است نهمین کی رواست زن تنها عیش و عشرت کنی تو در صحرا دهمین با سرور و با شادی با زنت عیش کن به آزادی آن گاه وظایف زن نسبت به شوهر را برمی شمرد و ده وظیفه هم برای زنان مقرّر می کند: ـ احترام گذاشتن به شوهر ـ قناعت کردن ـ پذیرفتن حرفهای شوهر خوب ـ حفظ چشم از گناه ـ استعمال عطر خوش برای شوهر ـ حفظ مال شوهر ـ حفظ و نگهداری فرزندان ـ فاش نکردن اسرار شوهر و: بهر زنهای تاج بر سرها واجب است احترام شوهرها هر چه روزی شود ز غیب نصیب هم قناعت کنند با ترتیب از قناعت چو رفع رنج شده این قناعت مثال گنج شده ثانیا حرف را قبول کنند شوهر خوب اگر وصول کنند ثالثا چشم را نگه دارند دیده بر هر قبیح نگمارند رابعا زن همیشه موقع شام بوی خوش می نماید استشمام خامسا از برای شام و ناهار موقع خوب می شود اظهار سادسا وقت خواب در هر شب موقع خواب، رخت خواب طلب هفتمین حفظ کن برای معاش مال شوهر به قدر یک خشخاش هشتمین کار حفظ فرزند است که به مادر همیشه دلبند است نهم اسرار شوهر مسکین نشود فاش پیش یار قرین شد جگرها کباب از افشا خانه ها شد خراب از افشا دهمین، زن مطیع مرد بود چه به شادی چه رنج و درد بود شوهرش شاد شد فرحناک است گر غمین شد ملول و غمناک است


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر