گفتم بده از قند لبت بوسه بگفتا ترسم سر پیری مرض قند بگیری
ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود
وین بحث با ثلاثه غساله میرود شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله میرود آن چشم جادوانه عابدفریب بین کش کاروان سحر ز دنباله میرود شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله میرود از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز مکاره مینشیند و محتاله میرود می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت کار این زمان ز صنعت دلاله میرود طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر کاین طفل یک شبه ره یک ساله میرود شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله میرود - حافظ |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر