۱۳۹۲ تیر ۴, سه‌شنبه

آب حـیات منست خاک سر کوی دوست

گـر دو جـهان خـرمیسـت ما و غـم روی دوسـت

ولوله در شهر نیسـت جـز شـکن زلف یار

فـتـنـه در آفـاق نیسـت جـز خـم ابـروی دوسـت

داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار

مرهم عـشـاق چـیسـت زخـم ز بـازوی دوسـت

دوسـت بـه هندوی خـود گـر بـپـذیرد مـرا

گوش من و تـا بـه حـشر حـلقه هندوی دوسـت

گـر مـتـفـرق شـود خـاک مـن اندر جـهان

بـــاد نــیــارد ربـــود گــرد مــن از کــوی دوســت

گـر شـب هـجـران مـرا تــاخـتـن آرد اجـل

روز قـیـامـت زنـم خــیـمـه بــه پــهـلـوی دوسـت

هر غزلم نامه ایسـت صورت حـالی در او

نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست

لاف مزن سعدیا شعر تـو خـود سـحـرگیر

سـحـر نـخـواهـد خـریـد غـمـزه جــادوی دوسـت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر