آواز یکم: عقل کجا پی برد شیوهٔ سودای عشق
(درآمد اول نوا)عقل کجا پی برد شیوه سودای عشق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- باز نیابی بـــه عقل، سر مــعـمای عشق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
عقل تو چون قطره ای ست مانده ز دریا جدا
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- چند کند قطره ای، فــهــم ز دریـــای عشق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
گر ز خود و هر دو کون، پاک تبرا شوی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- راست بود آن زمان از تو تولای عشق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
عشق چو کار دل است دیده دل باز کن
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- جــان عــزیزان نگر مست تماشــای عشق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
دوش درآمد به جان دمدمهی عشق او
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- گفــت اگر فانیای، هست تو را جای عشق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
جان جو قدم در نهاد تا که همی چشم زد
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- از بن و بیخش کند قوت و غوغای عشق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
چون اثر او نماند محو شد اجزای او
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- جان دل و جان گرفت جمله ی اجزای عشق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
هست در این بادیه جمله جانها چو ابر
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- قطره بـاران او درد و دریغای عــشـق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
هست در این بادیه جمله جان ها چو ابر
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- قطره بــاران او درد و دریغای عـشـق
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مشخصات عروضی
- وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن
- بحر: منسرح مثمن مطوی مکشوف
آواز دوم: آتش عشق تو در جان خوشتر است
آواز نوا[۱]، شعر از عطار.(نهفت)
آتش عشق تو در جان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- تا قیامت مست و حیران خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
آتش عشق تو در جان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- تا قیامت مست و حیران خوشتر است
- تا قیامت مست و حیران خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
- زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
درد عشق تو که جان میسوزدم
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- گر همه زهر است از جان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
درد بر من ریز و درمانم مکن
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مینسازی تا نمیسوزی مرا
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- سوختن در عشق تو زان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
چون وصالت هیچ کس را روی نیست
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- روی در دیوار هجران خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
خشکسال وصل تو بینم مدام
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
- لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
- لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
همچو شمعی در فراقت هر شبی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- تا سحر عطار گریان خوشتر است
- تا سحر عطار گریان خوشتر است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مشخصات عروضی
- وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
- بحر: رمل مسدس محذوف
آواز سوم: در عشق تو عقل سرنگون گشت
(مثنوی نوا)در عشق تو عقل سرنگون گشت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- جان نیز خلاصهی جنون گشت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
خود حال دلم چگونه گویم
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- که آن کار به جان رسیده چون گشت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
بر خاک درت به زاری زار
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- از بس که به خون بگشت خون گشت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
خون دل ماست یا دل ماست
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- خونی که ز دیدهها برون گشت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
درمان چه طلب کنم که عشقت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- ما را سوی درد رهنمون گشت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
تا دور شدم من از در تو
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- از ناله دلم چو ارغنون گشت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
تا قوت عشق تو بدیدم
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
- سرگشتگیام بسی فزون گشت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر